Android...سرزمین آندروید
دنياي دانلود انواع برنامه موبايل و نرم افزار وكتاب موبایل ،کتابهای اموزشی و مطالب اموزشی...
جمعه 15 دی 1390برچسب:, :: 9:51 :: نويسنده : ABD ساحل دلت را به خدا بسپار ، خودش قشنگ ترین قایق را برایت می فرستد
در بیکرانه ی زندگی ۲ چیز است که افسونم می کند: آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست. و تنها انسان است که هرگز آنچنان که باید باشد نیست!! نفس انسان هرگز سیر نمی شود اما می شود براحتی آن را کنترل کرد. جمعه 15 دی 1390برچسب:, :: 9:50 :: نويسنده : ABD بهترين هديه خداوند
جمعه 15 دی 1390برچسب:, :: 9:46 :: نويسنده : ABD اگرآدم خوبي با تو بدي کرد،چنان وانمود کن که نفهميده اي. او توجه خواهد کرد و مدت زيادي مديون تو خواهد بود.... يوهان گوته
جمعه 15 دی 1390برچسب:, :: 9:45 :: نويسنده : ABD الهی دلی ده که جای تو باشد زبانی ده که در وی ثنای تو باشد
الهی چنانم کن از عشق خود مست که خواب وخورم از برای تو باشد
الهی عطا کن به فکرم تو نوری که محصول فکرم رضای تو باشد
الهی عطا کن بر این عبد فانی بیانی که نطقش برای تو باشد
خدایا مراوسیله ای برای صلح وآرامش قرارده.یاریم کن،هرجا که تنفرهست،بذرعشق بکارم.
هرجا آ زردگی است ،ببخشم. هرجا شک است،ایمان . هرجا یاس است ،امید. هرجاتاریکی است،روشنایی وهرجاغم است شادی نثارکنم. الهی! توفیقم ده که پیش ازطلب همدردی، همدردی کنم. پیش ازآنکه مرابفهمند، دیگران رادرک کنم. پیش ازآنکه دوستم بدارند دوست بدارم. (دوستت دارم خدا). اين قرآن، به راهى که استوارترين راههاست، هدايت مىکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام مىدهند، بشارت مىدهد که براى آنها پاداش بزرگى است.اسرا آیه 9
به بندگان من که ايمان آوردهاند بگو نماز را برپا دارند؛ و از آنچه به آنها روزى دادهايم، پنهان و آشکار، انفاق کنند؛ پيش از آنکه روزى فرا رسد که نه در آن خريد و فروش است، و نه دوستى! سوره ابراهیم ایه 31
و از هر چيزى که از او خواستيد، به شما داد؛ و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد کرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است!سوره ابراهیم ایه34
پروردگارا! تو مىدانى آنچه را ما پنهان و يا آشکار مىکنيم؛ و چيزى در زمين و آسمان برخدا پنهان نيست!سوره ابراهیم ایه 38
(پرهيزکاران) کسانى هستند که به غيب ايمان مىآورند؛ و نماز را برپا مىدارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبى که به آنان روزى دادهايم، انفاق مىکنند.سوره بقره ایه ۳
اگر نيکى کنيد، به خودتان نيکى مىکنيد؛ و اگر بدى کنيد باز هم به خود مىکنيد... سوره اسرا آیه 7
اى کسانى که ايمان آوردهايد! از گامهاى شيطان پيروى نکنيد! هر کس پيرو شيطان شود (گمراهش مىسازد، زيرا) او به فحشا و منکر فرمان مىدهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود، هرگز احدى از شما پاک نمىشد؛ ولى خداوند هر که را بخواهد تزکيه مىکند، و خدا شنوا و داناست!. نور آیه ۲۱
ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازماييم که کدامينشان بهتر عمل مىکنند! (ولى) اين زرق و برقها پايدار نيست، و ما سرانجام) قشر روى زمين را خاک بى گياهى قرار مىدهيم کهف آیه ۷-۸
جمعه 15 دی 1390برچسب:, :: 9:41 :: نويسنده : ABD
خدا مرا به دنیایی آورده ای که جز زیبایی ومحبتت چیزی نمی بینم . از نیست آمده ام دنیایی نداشتم اصلا وجود نداشتم به من وجود بخشیدی تا باشم دنیایت رو ببینم از نعمت هایت خود را سیراب سازم نعمت هایی که حدی برای آنها نیست .فقط می دانم که اگروجودم رااحساس نکنم اسیر دنیایت خواهم گشت و سعی خواهم کرد به خواسته هایم برسم وتنها خواسته ام خوشبختی ست غافل از اینکه خوشبختی در این دنیا وجود ندارد چراکه هیچ چیز ماندگار نیست !
دریاچه هایت خشک می شود جنگل هایت از بین می رود رودخانه هایت بی آب می شودو گاهی سیل به پا می کنند وهزاران نفر را در کام خود فرو می برنند!! کوه هایت گاهی می غرد وگرد وخاکشان بلای طبیعت می شود بیابان هایت گسترده می شود زلزله هایت ترس بر اندام هر جنبنده ای سایه می افکند و گاهی دریاهایت طوفان به پا می کنند و هر آن چه بر روی خود دارند ازبین می برنند. بادهایت درختان را در هم می شکند و خانه چوبی را که مادری برای فرزندش پناهگاه ساخته است ویران می سازد همه وهمه را می نگرم از خود می پرسم چرا گاهی آسمانت با زمین قهر می کند؟ و زمین ات با مخلوقاتت؟
آیا اینها همه پاداش ناسپاسی هاست؟! با این همه اوصاف من چگونه می توانم به دنبال خوشبختی باشم ؟ خوشبختی آرزوی ایست که در ذهنم جایی برای خود برپا کرده است جایی که در آن هر خواسته را بدون تلاش وکوشش به نهایت برسانم...
جمعه 15 دی 1390برچسب:, :: 9:29 :: نويسنده : ABD
خدا تنها معشوقي است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد.
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 23:34 :: نويسنده : ABD
تولد و مرگ را درمانی نیست
هستند مردمانی که خویشاوندان آنها از گرسنگی میمیرند
فاصله بین مشکل و حل آن یک زانو زدن است
هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند
براي كشتن بروانه لازم نيست اوراله كني.بالهايش رابكن.جون توقاتل نيستي.... خاطرات بروازاوراميكشد...
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 14:41 :: نويسنده : ABD گنجشک تخت سلیمان را به دریا می اندازد !حضرت سلیمان(ع) گنجشکی را دید که با همسرش اختلاف پیدا کرده بود ،گنجشک ماده
گوش به حرف و خواسته شوهرش نمی داد . گنجشک نر می گفت : چرا تسلیم خواسته من نمی شنوی و حال آنکه من قدرتی دارم که اگر بخواهم با منقار قبه سلیمان را می گیرم و در دریا می اندازم ! این گفت و گو را سلیمان شنید و خندید و آن دو گنجشک را صدا زد و به گنجشک نر فرمود : تو طاقت بر این کار داری که با منقارت دستگاه مرا گرفته در دریا بیندازی ؟ گفت : نه یا رسول الله ، ولی گاهی مرد باید در مقابل زن یک قدرتی از خود نشان دهد ،اظهار عظمت و بزرگی کند که زن گوش به حرف او بدهد و دیگر اینکه یا نبی ما عاشقیم، عاشق را به حرفهایی که مقابل معشوق دارد نباید ملامت کرد . حضرت رو به گنجشک ماده فرمود :چرا گوش به حرف او نمیدهی ؟ او که تو را دوست دارد ؟ گفت : یا نبی او دروغ می گوید چون او دوست دیگری هم دارد ، اگر مرا دوست دارد نباید به غیر از من نظر داشته باشد این حرف گنجشک ماده اثر عمیقی روی سلیمان گذاشت و گریه شدیدی کرد و چهل روز از مردم کناره گرفت و از خدا می خواست که قلب و دلش را تنها ظرف محبت خود قرار دهد و عشق و محبت دیگری در او نباشد . چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:استجابت دعا (زیباست), :: 14:39 :: نويسنده : ABD استجابت دعا (زیباست)یک کشتی در یک سفر دریایی در میان طوفان در دریا شکست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا کنان خود را به جزیره کوچکی برسانند. دو نجات یافته هیچ چارهای به جز دعا کردن و کمک خواستن از خدا نداشتند. چون هر کدامشان ادعا می کردند که به خدا نزدیکترند و خدا دعایشان را زودتر استجابت می کند، تصمیم گرفتند که جزیره را به دو قسمت تقسیم کنند و هر کدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بردارد تا ببینند کدام زودتر به خواستههایش می رسد. نخستین چیزی که هردو از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول میوهای را بالای درختی در قسمت خودش دید و با آن گرسنگی اش را بر طرف کرد. اما سرزمین مرد دوم هنوز خالی از هر گیاه و نعمتی بود.
هفته بعد دو جزیره نشین احساس تنهایی کردند.مرد اول دست به دعا برداشت و از خدا طلب همسر کرد. روز بعد کشتی دیگری شکست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یک زن بود که به طرف بخشی که مرد اول قرار داشت شنا کرد. در سمت دیگر مرد دوم هنوز هیچ همراه و همدمی نداشت. بزودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذای بیشتری نمود. در روز بعد مثل اینکه جادو شده باشه همه چیزهایی که خواسته بود به او داده شد. اما مرد دوم هنوز هیچ چیز نداشت. با خودش فکر می کرد که دیگری شایسته دریافت نعمتهای الهی نیست چرا که هیچ کدام از درخواستهای او از طرف پروردگار پاسخ داده نشده بود. هنگامی که کشتی آماده ترک جزیره بود مرد اول ندایی از آسمان شنید: چرا همراه خود را در جزیره ترک می کنی؟ مرد اول پاسخ داد: نعمتها تنها برای خودم است چون که من تنها کسی بودم که برای آنها دعا و طلب کردم، دعاهای او مستجاب نشد و سزاوار هیچ کدام نیست. آن صدا سرزنش کنان ادامه داد: تو اشتباه می کنی او تنها کسی بود که من دعاهایش را مستجاب کردم وگرنه تو هیچکدام از نعمتهای مرا دریافت نمی کردی! مرد پرسید: به من بگو که او چه دعایی کرده که من باید بدهکارش باشم؟ او دعا کرد که همه دعاهای تو مستجاب شود. چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:راه و رسم بندگی : , :: 14:36 :: نويسنده : ABD راه و رسم بندگی :در زمان قدیم ؛ روزی یك شخص مومن و ثروتمند ؛ برده یا بنده و یاغلامی را خرید و به منزل آورد و در منزل از او پرسید :
نام توچیست ؟ غلام گفت : هرچه صدایم كنی ! پرسید : چه كار بلدی ؟ غلام گفت : هر كاری بگوئی ؛ انجام میدهم ! پرسید : چه غذائی میخوری ؟ غلام گفت : هر چه بدهید ؛ میخورم ! پرسید : كجا می خوابی ؟ غلام گفت : هر كجا شما بگوئی ؛ می خوابم ! آن مرد با ناراحتی گفت : تو مرا مسخره كرده ای ؟ این چه جوابهائی است كه می دهی ؟ غلام گفت : مگر نه این است كه من بنده شما هستم ؟ آن مرد گفت : بله ! غلام گفت : كدام بنده ای به صاحب خود میگوید : به من فلان غذا را بده و مرا فلان اسم صدا كن و فلان كار را به من بده و فلان محل را برای خواب من آماده كن و....... صاحب من شما هستید و هر كاری كه خواستی با من میتوانی بكنی و کار من فقط اطاعت است . آن مرد باخود فكر كرد و پیش خود گفت : اگر راه ورسم بندگی این است كه غلام می گوید ؛ پس چطور من بندگی خدا را میكنم ؛ كه هی میگویم چرا این را به من ندادی و فلان چیز را به من بده و من را اینکاره کن .... هی دستور می دهیم .....و چرا وچرا ؟.... چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:گنجشک با خدا قهر بود…, :: 14:35 :: نويسنده : ABD گنجشک با خدا قهر بود…
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد… و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و… خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست… سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود. خدا گفت:و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد... چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:آیا کلبه شماهم در حال سوختن است؟, :: 14:33 :: نويسنده : ABD آیا کلبه شماهم در حال سوختن است؟ تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا میکرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم میدوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمیآمد. چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 14:30 :: نويسنده : ABD
"هل کفی بالله " آیا پروردگار برایتان کفایت نمیکند؟ عاشق شیفته حق آنکس را گویند که همواره روی به سوی دوست دارد و رخ از رخش برندارد .✿.. هرکس خداوند را بندگی کند خداوند همه چیز را بنده ی او میکند..✿
آخرین مطالب پيوندها
حالا دیدید که موافق موافق موافقم...پس دل دل نکن... لینک کن... |
||
![]() |